دوشنبه 18 اسفند 1404 , 20:35
0 نظرتنها خامنهای جوان نشد، بلکه خمینی هم جوان شد
باید بپذیریم که برخی از اندیشههای امامین انقلاب که در طول ۴۷ سال گذشته بیان گردیدند، با موانعی روبرو شده و همچنان در تعلیق به سر میبرند و به لحاظ اجرایی محقق نشدهاند. لذا رهبری سوم انقلاب اسلامی ضمن امتداد مسیر نورانی امامین انقلاب، ظرفیتی نو برای تحقق بخشیدن به آرمانهای معلق مانده در جامعه میباشند.
طی چند دهه اخیر گزارههای متعددی را میتوان یاد کرد که یک جریان دلبسته به غرب و با خصوصیات لیبرالی تلاش میکرد تا چرخش در سیاستهای کلان انقلاب و به موزه سپردن اندیشههای بنیانگذار انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره) را با وارد کردن فشارهای سیاسی، رسانهای و حتی در برهههایی با اغتشاشات خیابانی به امام شهید انقلاب اسلامی تحمیل نماید.
اما از برههای و با عنایت به ناامیدی جریان مذکور از امکان تحمیل انحراف آیتالله شهید خامنهای(رضوان الله تعالی علیه) از خط و مکتب امام راحل، راهبرد تصاحب ولایت فقیه با ایجاد تجدیدنظر در شکل و سازوکار آن را با تلاش در جهت حذف نیروهای اصیل و دلبسته به انقلاب اسلامی از مجلس خبرگان رهبری در پیش گرفتند و متأسفانه در برههای نیز موفق به این امر گردیدند و افرادی چون آیات عظام یزدی و مصباح یزدی را توانستند با تخریب چهره ایشان از طریق حربههای سیاسی و تبلیغات رسانهای داخلی و خارجی فراهم نمایند تا در فرصتی که به آن سالها چشم دوخته بودند، دگردیسی بنیادین در نظام جمهوری اسلامی را ایجاد کنند.
راهبردی که در روزهای گذشته و پس از به شهادت رساندن امام شهید انقلاب، وارد فاز جدی عملیاتی با پشتیبانی و فشار خارجی شده بود که به لطف پروردگار با اقدام انقلابی و به موقع انتخاب آیتالله سیدمجتبی خامنهای از سوی خبرگان رهبری، همه این سوداها و طراحیها بر باد رفت. چرا که رهبری سوم انقلاب اسلامی به دلایل متعدد، ادامه مسیر ولی بنیانگذار و ولی شهید است.
ایشان ضمن اینکه تجربههای زیست سیاسیشان در سایه همنشینی و نزدیکی با امام شهید شکل گرفته است و به نوعی به لحاظ ظاهری صورت جوان شده آیتالله سیدعلی خامنهای میباشند، در حقیقت و باطن امروز شاهد ولایت امام خمینی جوان شده میباشیم. چرا که خامنهای شهید نیز پس از انتخاب به عنوان رهبری انقلاب اسلامی بر تداوم گفتمان انقلاب اسلامی بر مبنای اندیشه و سیره سیاسی امام راحل اصرار ورزید و در ارزشها و مقاصد بنیانگذار انقلاب اسلامی تجدیدنظر نکرد. و از اساس تجربه امامت و ولایت در تفکر شیعی حکایت از آن دارد که امر ولایت به مفهوم قطعههای جدا جدا و متمایز از یکدیگر نیستند. و اساساً چنین انتظاری که هر یک از ایشان به صورت منفک از یکدیگر مسیری را برگزینند و جامعه و حاکمیت اسلامی را به سمت و سویی سوق دهند، امری خطاست. بلکه حقیقت این است که امر ولایت دارای یک روند تکاملی و روبه جلو در رسیدن به یک هدف عالی است.
باید بپذیریم که برخی از اندیشههای امامین انقلاب که در طول ۴۷ سال گذشته بیان گردیدند، با موانعی روبرو شده و همچنان در تعلیق به سر میبرند و به لحاظ اجرایی محقق نشدهاند. لذا رهبری سوم انقلاب اسلامی ضمن امتداد مسیر نورانی امامین انقلاب، ظرفیتی نو برای تحقق بخشیدن به آرمانهای معلق مانده در جامعه میباشند. و از آنجایی که انقلاب اسلامی در طول سالهای پر نشیب و فراز گذشته از برههی تأسیس و معماری در دوران امام راحل به سمت تحکیم و بسط آرمانهای خود در دوران امام شهید حرکت کرده است، انشاءالله با عنایت حضرت ولیعصر(عج) در دوران رهبری سوم انقلاب در مسیر اعتلا و غلبه آرمانهای والای انقلاب اسلامی قرار خواهد گرفت.
البته آنچه به نظر میرسد این است که حضرت آیتالله سیدمحتبی خامنهای(حفظه الله) در عین حفظ و حرکت در راستای اصول اساسی اندیشههای امامین انقلاب اسلامی، مسیری را که امام شهیدمان پس از صدور بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی در جهت یادآوری دستاوردهای بینظیر انقلاب و همچنین تذکر اجتماعی برای جبران برخی عقبماندگیها خصوصاً در موضوع عدالت و همچنین جوانسازی حاکمیت از مسیر چرخش نخبگان صادر و آغاز نمودند، با فضای تنفسی تازهای که از لحاظ کارگزاری در دوره ایشان ایجاد خواهد شد، منطق جوانسازی حاکمیت و به تبع آن حضور جوانان متخصص و با دغدغههای انقلابی با شتاب بیشتری در دستور کار کشور قرار بگیرد و انشاءالله حال و هوای متفاوت و امیدوارکنندهتری به لحاظ حاکمیت ارزشهای والای انقلاب اسلامی در نظام جمهوری اسلامی ایران ایجاد خواهند کرد.